+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 9:55 توسط کسی که هیچ نیست
|
همه چیز از یاده آدم میره مگه یادش که همیشه یادشه !! من کسی هستم که هیچ کس نیست . این وبلاگ ادای دینی است به روح بزرگ و سفید و پاک حسین پناهی برای کسی که 6 سال ( از سال 83 تا 89 ) سه یا چهار روز تو هفته تو خونه داشنجویی تو یه شهر غریب تنها بوده . شبا همیشه با صدای حسین پناهی به خواب رفته . همیشه باصدای حسین پناهی درد و غماشو شریک بوده . خودش که نه ! اما صداش خیلی شاهد اشک هاش بوده . خلاصه با حسین پناهی زندگی ها کرده !! تو این وبلاگ فقط وفقط از پناهی می نویسه و شعراش . یه جورایی حرفای دله خودشه و می خواد این وبلاگ مثل همون شبا که باهاش بوده باعث آرامش و تسکینش بشه . مرسی . ................... حرمت نگه دار دلم ، گلم که این اشک خون بهای عمر رفته من است . ................... این متن برگرفته از وب سایت رسمی حسین پناهی است و توصیه میکنم حتما از این سایت بازدید کنید : وصیت نامه و اشعار زیر متعلق به حسین پناهی نیستند از همه عزیزان و دوستداران حسین پناهی که طی این چند سال با آوردن شعر ،نوشته و یا مطلبی در رسانه خود به نوعی از ایشان یاد کرده اند ضمن تقدیر و تشکر ،خواهشمندیم از آوردن هرگونه مطلب یا شعری از ایشان بدون نام منبع جهت جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی و نسبت دادن اشعار یا مطلبی از دیگران به نام ایشان خودداری شود برای مثال : اشعار و وصيت نامه زيرمتعلق به حسين پناهي نيست وهيچ سنخيتي نه با شخصيت و نه با نوع نگارش و محتوای آثار ایشان ندارند وصیتنامه قبر مرا نیمتر عمیقتر حفر کنید ، شعر مگسی راکشتم ، پشت چراغ قرمز ، از آجیل سفره رخش گاری کشی میکند ، صفر را بستند عید ، من تعجب میکنم ، بهزیستی نوشه ، با اجازه محیط زیست،گناه شیرین است،اکسیژن